مدل آلمان و ژاپن برای تقویت رابطه میان تشکلهای صنعتی و دولت
در شرایطی که تشکل ها در ایران به دلیل شرایط حاکم بر حکمرانی اقتصادی با مشکلاتی روبرو هستند، در کشورهای توسعهیافتهای مانند آلمان و ژاپن، رابطه میان دولت و تشکلهای صنعتی بر اساس مدل «همکاری استراتژیک» (Strategic Cooperation) یا همان نظام کورپوراتیسم (Corporatism) شکل گرفته است. در این مدل، تشکلها رقیب یا مزاحم دولت نیستند، بلکه […]
در شرایطی که تشکل ها در ایران به دلیل شرایط حاکم بر حکمرانی اقتصادی با مشکلاتی روبرو هستند، در کشورهای توسعهیافتهای مانند آلمان و ژاپن، رابطه میان دولت و تشکلهای صنعتی بر اساس مدل «همکاری استراتژیک» (Strategic Cooperation) یا همان نظام کورپوراتیسم (Corporatism) شکل گرفته است. در این مدل، تشکلها رقیب یا مزاحم دولت نیستند، بلکه شریک حاکمیت در اداره اقتصاد کشور محسوب میشوند.
در این گزارش به بررسی تجربه و مدل این کشورها در همکاری تشکل ها و توسعه آنها می پردازیم.
مدل آلمان: «نظام اتاقهای اجباری و چانهزنی دستهجمعی»
مدل آلمان (معروف به اقتصاد بازار اجتماعی) بر پایه قانونمداری شدید و استقلال کامل تشکلها از دولت بنا شده است. این مدل دو ویژگی کلیدی دارد که عبارتند از عضویت اجباری در اتاقهای بازرگانی و صنایع (IHK) و دوم نظام چانهزنی دستهجمعی (Tarifautonomie) و سوم مدیریت دوگانه آموزش فنی و حرفهای.
عضویت اجباری در اتاقهای بازرگانی و صنایع (IHK): در آلمان، تمام بنگاههای اقتصادی (به جز مشاغل آزاد پزشکی و حقوقی) طبق قانون باید عضو اتاق بازرگانی منطقه خود باشند. این قانون دو مزیت بزرگ دارد: اول اینکه اتاقها به منابع مالی عظیمی دست پیدا میکنند و نیازی به کمک دولت ندارند. دوم اینکه اتاقها نماینده ۱۰۰ درصد بدنه اقتصاد هستند، نه فقط چند شرکت بزرگ.
نظام چانهزنی دستهجمعی (Tarifautonomie): نرخ دستمزدها، ساعت کار و شرایط محیط کار در آلمان توسط دولت تعیین نمیشود؛ بلکه از طریق مذاکره مستقیم میان «اتحادیههای کارگری» و «تشکلهای کارفرمایی (BDA)» تصویب میشود. دولت حق دخالت در این مذاکرات را ندارد و فقط توافق نهایی را به قانون تبدیل میکند.
مدیریت دوگانه آموزش فنی و حرفهای: سیستم معروف آموزش دوگانه (Dual System) آلمان کاملاً توسط تشکلها مدیریت میشود. تشکلهای صنعتی نیاز بازار را تعیین میکنند، سلیبس آموزشی مینویسند و آزمون میگیرند؛ مدارس فنی دولت نیز فقط زیرساخت تئوریک را فراهم میکنند.
مدل ژاپن: «شرکت سهامی ژاپن» (Japan Inc) و نظام همگرایی خلاق
رابطه دولت و تشکلها در ژاپن بیشتر ریشه در فرهنگ همکاری، اجماعسازی (Nemawashi) و ناسیونالیسم اقتصادی دارد و تشکل های بخش خصوصی این کشور شامل فدراسیون کسبوکارهای ژاپن (Keidanren) و METI هستند.
فدراسیون کسبوکارهای ژاپن (Keidanren) قدرتمندترین تشکل اقتصادی ژاپن است که مدیران غولهای صنعتی (مثل تویوتا، سونی، میتسوبیشی و…) در آن عضو هستند. این نهاد به قدری قدرتمند است که از آن به عنوان “سایه وزارتخانهها” یاد میشود. هیچ سیاست صنعتی یا معاهده تجاری کلانی در ژاپن بدون تایید و هماهنگی با کیدانرن تصویب نمیشود.
در طرف دیگر در ژاپن اصطلاحی به نام «فرود از آسمان» (Amakudari) وجود دارد؛ به این معنی که مدیران و بوروکراتهای باسابقه دولتی پس از بازنشستگی، به عنوان مشاور یا مدیر به درون تشکلهای صنعتی و شرکتهای بزرگ کوچ میکنند. این کانال ارتباطی باعث میشود دولت و صنعت به یک زبان مشترک برسند و اهداف ملی (مثل توسعه هوش مصنوعی یا خودروهای هیدروژنی) را با هم پیش ببرند.
آلمان و ژاپن به ما نشان میدهند که راز موفقیت آنها، واگذاری وظایف اجرایی به تشکلهاست. دولت در این کشورها متوجه شده است که توانایی اجرایی و کارشناسی تشکلها در بازار، بسیار بیشتر از بوروکراسی دولتی است؛ بنابراین دولت به جای «تصدیگری و دخالت»، نقش «داور و ناظر عالی» را ایفا میکند.
